ته چین
اولین چیزی که امروز صبح به یادم افتاد ته چین بود! ته چینی که مامان درست میکرد قالبی نبود، تکه های مرغ بود لای پلو با ادویه های خاص خودش. خوشمزه بود ولی من هیچوقت دوست نداشتم. برای اینکه ته چین غذای سفر بود! تا اونجایی که یادمه، ما تغریبا هرسال عید و تابستون با ماشین میرفتیم شیراز. معمولا صبح روز سفر شیر سرد و قند میخوردم! نهار توی راه هم همیشه ته چین بود. ما هیچوقت وسط راه برای غذا رستوران نمیرفتیم (احتمالا توی راه جنوب فقط راننده های کامیون توی اون رستورانها غذا میخوردن)، ساندویچ هم که لابد شکم ما رو سیر نمیکرد یا شاید هم متداول نبود. فکر کنم ته چین راحت ترین غذای راه بود، چون یه جورایی پلو و خورش درهم بود و دردسر حمل کردنش کمتر. وقتی که وسط راه برای نهار میاستادیم، و مامان در قابلمه رو باز میکرد، من همیشه دعا میکردم که این دفعه یه چیز دیگه توی قابلمه باشه!
نظرات
ارسال یک نظر