سر پل (تجریش) - قسمت اول

از خونه ما تا سر پل راه زیادی نبود، بیشتر اوقات پیاده میرفتیم و برمی گشتیم. مگر اینکه از تجریش زیاد خرید کرده بودیم و برگشتن مجبور بودیم با تاکسی برگردیم. خونه ما خوش مسیر بود، هم میتونستیم با تاکسی های آصف بگردیم هم اسد آباد. نا گفته نماند، یکی دو تا شیب هم تو راه داشتیم ولی اینقدر اون مسیر رو رو به خاطر مدرسه و خرید و غیره رفته بودیم، که برامون عادی شده بود (البته زمستونها حسابش سوا بود!)

خیابون پناهی پر از درختهای قدیمی بود و تابستون ها همیشه تمام مسیر سایه بود. بالای خیابون پناهی یه چهار راه بود، اگه همون مسیر رو مستقیم میرفتی، به کاخ سعدآباد میرسیدی. اگه سمت میرفتی وارد خیابون جاودان میشدی. قبل از انقلاب فقط مدرسه ۶ بهمن توی اون خیابون بود، ولی بعد از انقلاب یه سفارت و یه خونه مصادره ای هم تبدیل به مدرسه شدن و دبیرستان فراست و دبستان موسی کلانتری هم به مدارس اون خیابون اضافه شد.  اسم دبیرستان ۶ بهمن هم تبدیل به ۲۲ بهمن شد. ته خیابان جاودان،  سه راهی کاظمی بود که یه پیرمرد خوش اخلاق عینکی همیشه اونجا می ایستاد و ترافیک رو هدایت میکرد. اگه سمت چپ می پیچیدی توی کوچه کاظمی، یه خونه خیلی قدیمی بود که یه زمانی به عنوان مدرسه فرشته و فرخنده ازش استفاده میشد، البته وقتی که مدرسه موسی کلانتری رو توی کوچه جاودان باز کردن تعطیل شد. رو بروی دبستان فرشته و فرخنده مدرسه راهنمایی آزاده بود.

کوچه کاظمی نسبتا کوتاه بود، بعد از مدرسه آزاده به یه سه راهی میرسیدی، سمت راست، خیابان سعدآباد بود که به سمت پل تجریش میرفت. چند قدم پایین ترش هم، مسجد گیاهی، لوازم تحریر فروشی اشل، نانوایی سنگکی ( که شاطرش فقط خانوم های چادری رو تحویل میگرفت) ، کتابفروشی فردوسی، و کنتاکی فراید چیکن قرار داشت. در ضمن اونجا ایستگاه تاکسی های نارنجی بود که ما رو به خونه میبرد.

سر پل تجریش خودش عالمی داشت....

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

حیاط خونه

بازیهای تابستان